از دوستانم دور
از كتابهايم دورتر
بارها و بارها خواستهام كه شروع كنم اما....
تقصير كسي نمياندازم
حتي تقصير خودم هم نيست
اصلا دنبال مقصر نمي گردم
فقط برايم مهم است كه شروع خواهم كرد.
امروز ظهر براي همسرم مي خواندم كه با اين وضعيت مثال من مانند شعر زير شده است:
نه سايه دارم و نه بر ، بيفكنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر كسي تبر نميزند
نمي خواهم اينگونه در اين مرداب بمانم
شروع مي كنم
دوباره....