تبليغاتX
مستانه

 

چند وقت است که حسابی دنبال بهانه ای می گشتم که حال مجری تشبث گرای برنامه کوله پشتی را بگیرم و این فرصت را خود ایشان در اختیار ما گذاشت. صفحه حکمت شادان روزنامه شرق مورخ 24/4/85 به قلم آقای ابک در مورد لوس بازی های ایشان چند خطی نوشته که خواندن ان را به تمام طرفداران و دشمنان پر و پا قرص آقای حسنی توصیه می کنم. من هم می خواهم مقداری به نوشته اقای ابک اضافه کنم.

آن شبی که آقای ابک نیز اشاره کرده و یک دکتر فلسفه تحلیلی میهمان برنامه کوله پشتی بود, طبق معمول آقا فرزاد هوس شلمچه و ایثار و شهادت کرد و گیر داد که از فلسفه این چیزها بگویید. مهمان جوان هم که احتمالا از اهداف والای برنامه – ترویج فرهنگ ایثار – خبر نداشت در میان صحبتش جمله ای از برتراند راسل نقل کرد بدین مضمون: بزرگترین افتخار من این است که اخلاقم را نه از هیچ پیامبری گرفته ام و  نه از هیچ دینی که فرزاد عزیز شکه و با چشمانی درشت پرسید که این قضیه به خدا که اسیبی نمی زند و فیلسوف جوان پاسخ داد نه به خدا کاری ندارد و الان فلاسفه جهان به دنبال اخلاق بدون دین هستند. در ادامه حسنی خنده رو در مورد ازدواج و زن در فلسفه پرسید و این بنده خدا هم شروع به گفتن نظرات نیچه در مورد زن کرد بدین مضمون: در عجبم  از کم خردی شما که عاشق یک زن می شوید و از حماقت شما که ازدواج می کنید. خنده از لبهای حسنی رفت و با حالتی که نشانی از شوخ طبعی گذشته نداشت گفت: البته شوخی می کند, بگو که شوخی کردی, بگو...

خلاصه اینکه با این برنامه یا دیگر اهل فلسفه را دیگر میهمان نمی کنند و یا سوال و جوابها را حتما با او چک می کنند که دیگر مشکلی پیش نیاید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:9 توسط احسان |