تبليغاتX
مستانه

اگر علاقه به خواندن فیلم نامه دارید , اگر می خواهید یک فیلمنامه کلاسیک بخوانید یا اگر به خواندن داستان کوتاه علاقه دارید به شما توصیه می کنم به یک روزنامه فروشی سر بزنید و شماره آخر مجله فیلم نگار را بخرید. فیلنامه این ماه برای فیلم « تعطیلات رمی – ROMAN HOLIDAY» به کارگردانی ویلیام وایلر است که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلنامه نیز بوده است.

داستان این فیلم شاید شبیه داستان معروف شاهزاده و گداست که شاهزاده از زندگی رسمی خود خسته شده و می خواهد یک زندگی معمولی را تجربه کند, اما در اینجا به جای گدا یک روزنامه نگار ایتلیایی حضور دارد که البته جای شاهزاده به قصر نمی رود بلکه یک روز به یاد ماندنی را برای شاهزاده خانم آماده می کند تا به رویایی ترین روز عمر این شاهزاده رقم بخورد. داستان خیلی رومانتیک و جذاب پیش می رود اما هندی تمام نمی شود.

پیشنهاد می کنم حتما این فیلمنامه را بخوانید و در انتظار اکران آن در آینده نزدیک باشید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 22:43 توسط احسان |

هفته نامه یا لثارات در شماره جدید خود یادنامه ای به مناسبت پنجاهمین سالگرد شهادت نواب صفوی و دیگر فدائیان اسلام به صورت مجله ضمیمه منتشر کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 8:45 توسط احسان |

روز عرفه و دعای عرفه و دنیای زیبای بندگی

عکسهای مربوط به مراسم دعای عرفه در حسینیه ارشاد را اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 10:39 توسط احسان |

هر چند وقت یکبار در جامعه «تب» فراگیر می شود. گاهی تب برره, گاهی شجریان و چیزهای دیگر. اگر دقت کنید می بینید که همه برای آنکه بگویند ما هم بله, در مورد آن اظهار نظر می کنند و خودی نشان می دهند که البته من هم از این قاعده مستثنا نیستم.

در بخش سیاسی جامعه تب « جمهوری خواهی» بالا گرفته و همگان در مورد آن سخن می گویند.

از مصطفی معین و هاشمی گرفته تا بادامچیان و حمید انصاری و توسلی. حتی رهبری هم بی نصیب نمانده است چه برسد به سخنگوهای دولت و شورای نگهبان.

من هم در این راستا و جهت تنویر افکار عمومی دو کتاب معرفی می کنم.

اولی « نظریه های دولت در فقه شیعه» نوشته محسن کدیور نشر نی برای آشنایی با تفکر شیعه

و دومی « اسلام و مبانی حکومت » نوشته علی عبدالرزاق نشرسرایی برای آشنایی با تفکرات اهل سنت

با دست کم با بخش روشنفکری آن دو. در زیر بخشی از کتاب آقای عبذالرزاق را می آورم:

در میان اهل سنت دوگونه فکر در مورد خلافت وجود دارد.« اولی میان علما و عامه مسلمانان جریان دارد. آنها درباره خلافت چنین می اندیشند که قدرت خلیفه برگرفته از قدرت خداوند است. ابتدا این نحله خلیفه را سایه خداوند بر روی زمین می پنداشتند, آنچنانکه به زعم ابا جعفر منصور خلیفه عینیت قدرت خداوند در روی زمین محسوب می شد...... اما دیدگاه دوم که بر سر آن مباحثات بسیلری میان علما در گرفت, بر این اساس استوار بود که خلیفه مطلق نیست و اختیاراتش را از مردم می گیرد و این امت است که بستر قدرت خلیفه را فراهم می کند و اختیارات خود را به او تفویض می کند.....و او به ولایت عامه ولایت می یابد و این حق از سوی مردم به او تفویض شده است.....امیدوارم این گفته پیشینیان درباره معنی خلافت نزد علمای مسلمان کافی باشد که می گویند: تنها ریاستی که در میان مردم دین و دنیای آنان را تواماٌ در برمی گیرد, خلافت رسول الله «ص» است.»

خواندن این دو کتاب را به تمامی اهل «تب» توصیه می کنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 10:38 توسط احسان |

بحث داغ و جالب سخنان گهربار آقای مصباح دوستان را به تحرک انداخته تا همفکری را بار دیگر در گروه به رخ بکشند اول دوست عزیزم آب باریکه من را شرمنده کرده و دیگران نیز ادامه داده اند البته از دیگر دوستانی که با کامنت یا تلفن یا اوردن دسته گل و آگهی در روزنامه همراهی کرده اند کمال تشکر و اعتذار را دارم.

راستی گفتم روزنامه. روزنامه شرق مطالب جالبی را در این مورد اورده. اول صحبتهای آقای مصباح را بخوانید و بعد مصاحبه با آقای کروبی البته پاچه خواری های اکبر منتجبی در اول مصاحبه را به بزرگی خودتان ببخشید. بچه س دیگه. 

بخوانید و لذت ببرید.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 22:26 توسط احسان |

دکتر فرهنگ رجایی در کتاب مشکله هویت ایرانیان امروز در تعریف سنت می گوید: سنت آیین گذشتگان است که به ما رسیده است. ما نیز نکات قابل استفاده آن را اخذ کرده و موارد دیگر را اصلاح یا حذف می کنیم و اگر توانستیم چیز جدیدی به آن میفزاییم و به عنوان سنت به نسل بعد می دهیم. (نقل به مضمون)

در دوره ما مفاهیم جدیدی عرضه شده که ظاهرا در گذشته نبوده است. مثل شهروندی, حقوق بشر حریم خصوصی و ... اما در قدیم نیز می توان مواردی را یافت که همان کارکرد را داراست. هر چند که اگر به خود قدیمیها می گفتی شاید مخالفت هم می کرند.

از جمله اینها حوزه خصوصی است. این مفهوم در گذشته کم رنگ بوده که البته الان هم هست اما بوده. شنیده ام که پدربزرگم می گفته از دوحرف ناراحت نشو. خونه منه, نیا. پول خودمه , نمیدم.

فکر کنید در زمانه حاضر کسی به شما چنین حرفهایی بزند, شما چه برخوردی می کنید؟ ایا این مفهوم برای شما آشنا است؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 19:51 توسط احسان |

امروز روزنامه شرق مطلب نسبتا مفصلی راجع به نظرات آقای مصباح چاپ کرد به همراه نظرات منتقدان ایشان.

بنده در اینجا و به طور رسمی اعلام می کنم با کلیه نظرات آقای مصباح در مورد ولایت مطلقه فقیه و اختیارات ایشان  کاملا موافقم.

ولایت مطلقه دقیقا یعنی آنچه مصباح می گوید. هر کس غیر از این می پندارد یعنی ولایت مطلقه را متوجه نشده است. ولایت مطلقه فقیه به هیچ وجه با چیزهایی مانند دموکراسی سازگاری ندارد و نیز نمی توان سازگاری داد که در غیر این صورت ولایت فقیه به نهادی تشریفاتی تبدیل می شود مانند انگلستان. البته بلا نسبت.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 21:45 توسط احسان |

 

 

درون خلوت ما غیر درنمی گنجد

برو که هر که نه یار من است بار من است

 

 

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 7:19 توسط احسان |

من در یک کارخانه کار می کنم و نوشته زیر نیز مربوط به مشاهدات امروز من در آنجاست.

امروز حدود ظهر که وارد دفتر شدم یکی از مراجعین به کارخانه را دیدم که همراه پسری ایستاده بود و از مدیر کارخانه می خواست این پسر را استخدام کند. ظاهر این پسر که حسن نام داشت بسیار عجیب بود و به بچه های عقب مانده می ماند. لباسهایش مندرس و پاره بود. چهره اش هم سن 11-12 را نشان می داد اما حسن شانزده ساله بود. اهل یکی از روستاهای اطراف نیشابور. آن اطرف رفته ام و وضع زندگی روستا نشینان آن مناطق را از نزدیک لمس کرده ام.

حسن تا سوم راهنمایی درس خوانده و به خاطر مشکلات مالی ترک تحصیل کرده. البته خودش می گفت که به درس علاقه ندارد ولی فکر می کنم می ترسید اگر بگوید علاقه مند است استخدامش نکنند. فاصله خانه تا مدرسه اش در ده مجاور حدود 10 کیلومتر بوده و همین مسافت که باید پیاده طی می کرده برای ترک تحصیلش کافیست. مدتی چوپانی کرده و کمی کشاورزی. حالا هم که پدرش در بستر بیماری افتاده آمده به خانه عمه اش در تهران تا کار کند و با پول بیشتری که در تهران در می آورد کمک خرج خانواده باشد.اما اصلا نمی توانست تصور پول زیاد را بکند. وقتی از او پرسیدند چقدر حقوق می خواهد و آیا با 30-40 هزار تومان کار می کند؟ تعجب کرد و گفت خیلی زیاد است.

او رفت و همکارم به من گفت: آدم با دیدن این جور افراد قدر پدر و مادرش رو می دونه

و من هم در دلم گفتم: خدایا من دیگر هیچ چیز برای گفتن ندارم.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 21:52 توسط احسان |

باز امروز چهارتا قطره بارون اومد تهران رو آب برداشت

بریم سراغ اتفاقات امروز

به مناسبت میلاد حضرت مسیح بازار SMS کلی داغ بود و پیام تبریک زیاد میومد که یکیش که من هم برای دوستان فرستادم این بود:

«فرا رسیدن سال نوی مسیحی و تولد حضرت مسیح به شما هیچ ربطی نداره»

جوابهایی هم که می یومد خیلی جالب بود که جالبترینش این بود:

«تولد پیامبر عشق را به همه درد عشق کشیده ها تبریک میگم. عشقتون مثل بارون پاک و عیدتون مبارک. چون مسیح عاشق باقی بمان»

این بنده خدا رو احتمالا جو گرفته بوده دیگه

امروز به یک حقیقت هم دست پیدا کردم که خیلی مهمه

دیشب برای اولین بار طی سالهای گذشته وقت رسیدن به خونه جورابهام رو شستم و انداختم خشک بشه. صبح هرچی فکر کردم یادم نیومد دیشب جورابم رو کجا درآوردم و رفتم یه جفت دیگه پوشیدم.

نتیجه اینکه برای ادم بی قانون اجرای قانون عین هرج و مرجه.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 21:42 توسط احسان |

گلعذاری زگلستان جهان ما را بس               زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتی اهل ریا دورم باد                از گرانان جهان رطل گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند        ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین              کاین اشارت ز جهان گذرا ما را بس

نقد بازار جهان بنگر و  آزار جهان                   گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم        دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست          که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافی است    طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس

مهم نیست که نتیجه چه شد مهم اینست که فهمیدم با قبل فرقی نکرده ام منظورم اینست که فهمیدم من همان آدم قبلیم که فکر می کردم از عهده این کار برنمی آیم اما انجام دادم. من همانم که باورش نداشتم.

خدایا از تو متشکرم به خاطر این نعمت بزرگ

و نیز از تو متشکرم به خاطر این دوستان که بر سر راه من قرار دادی

+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 22:31 توسط احسان |