|
وقتي توانايي توليد فكر نداري به گفته هاي ديگران بينديش
|
اين برنامه هاي نسبتا جديد صدا و سيما هم خيلي حرفها براي گفتن دارد از جمله كوله پشتي (البته از فرزاد حسني خوشم نمي آيد) و چيزهاي شيشه اي رشيدپور كه البته فكر كنم فقط تهراني ها مي توانند ببينند. مثلا همين امشب (دوم خرداد هشتاد و هفت) شمخاني را دعوت كرده بود. طبيعتا بحث جنگ و علت ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و اين جور حرفها كه رشيدپور اسم بني صدر را آورد و شمخاني هم خيلي محكم گفت كه: من برعكس ديگران اعتقاد دارم كه بني صدر در جنگ خيانت نكرد. قصد خيانت هم نداشت. اتفاقا سعي مي كرد عمليات موفق انجام دهد و بگويد كه من اين كارها را كرده ام ولي هيچ كدام از عملياتهايي كه انجام داد موفق نشد كه آنهم علتهاي مختلف دارد. بني صدر خيانت نكرد... كه رشيد پور بحث را عوض كرد.
خيلي مي شد اگر مي توانستند اين آقايان با نظرات مختلف صحبت كنند و ما يك چيزي از ته اش ياد مي گرفتيم.
مهم اینست که شروع کنی. الان من در همین حالم. انهم زمانی که به مهمانی در خانه پدری بازگشتم. در این مدت چه اتفاقات یزرگی که نیفتاد.
شاید بهتر باشد بنویسم به کجا می برند ما را؟ شاید بیلبوردهای در اختیار بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس را دیده باشید که مناسبتهای مربوط به جنگ و یادواره شهیدان را پوشش می دهند. این هفته روی این بیلبوردها پارچه ای نصب شده که من ارتباط آن را با شرح وظایف بنیاد کشف نکردم. یک عکس مربوط به بنای سفید مقبره امامان بقیع و عکسی دیگر مربوط به وضعیت فعلی بقیع روی پارچه نقش بسته است. در متن هم چنین آمده که ۸ شوال یعنی شنبه آینده سالگرد تخریب مقبره امامان بقیع توسط مزدوران انگلیسی و فرقه وهابیون است. حالا خودتان قضاوت کنید که وقتی یک نهاد رسمی کشور این موضع گیری را می کند انهم در این شرایط ما به کجا می رویم؟
مثل... نه مثلش نبود. خود شوک بود. بعد از یک سلسله سرقت های بچگانه از کارخانه حالا دیگر پای مامور کلانتری هم به ماجرا باز شد. اول سرقت قفل بعد سرقت خورده فولاد و حالا برنج. اسامی را می خواندند و یک یک کارگران برای بازجویی می رفتند و بعد از چند دقیقه خارج می شدند. اعصاب همه خورد بود و بعضی ها فحش می دادند. بدتر از همه کسانی بودند که در حین بازجویی کتک هم خورده اند. ....زد توی صورت من. به چه حقی این کار رو کرد.....
بدترین قسمت ماجرا زمانی بود که برگه ای را نشانم دادند که یک نفر پایینش را دوبار انگشت زده بود: من... اعتراف می کنم در تاریخ.... مقدار ...........را دزدیده ام و ....
باور کردنش خیلی سخت بود. اینکه بپذیری او همانی است که هر روز که می گذشت بر خوب بودنش مطمئن تر می شدی و با خیالی آسوده تر کارها به او محول می کردی. حس انجماد. یخ زدگی. نه من باور نمی کنم.
از اینکه عصبانی نیستم خوشحالم
چای تلخ نام یکی از فیلمنامه های فیلم نشده ناصر تقوایی زاده آبادان است و موضوعش دفاع مقدس و جنگ عراق علیه ایران. داستان فیلنامه مربوط به روزهای اول جنگ است در یکی از روستاهای نزدیک خرمشهر که همه ساکنانش آن را ترک کرده اند جز سه نفر. یک دختر که معلم مدرسه روستاست. پدر بزرگ و مادر بزرگ عربش و البته سگشان. یک روز یک جیپ عراقی که راه را گم کرده وارد این روستا می شود که از قضا از چشم همه دور افتاده و حتی عراقیها هم به جز با موشکهای سرگردانشان به آن سرنمی زنند. به جز راننده یک افسر مست داخل جیپ است. افسر مست وارد خانه این سه بازمانده می شود و در مقابل اعتراض دختر جوان وارد اتاقش می شود و ....
نتیجه بچه ای است که مادر به هر صورتی می خواهد او را از بین ببرد اما بچه جان سخت تر از آن است که دست از سر مادر بردارد. افسر عراقی برای عذرخواهی از ان دختر و خانواده اش باز به آنجا سر می زند و می فهمد که پدر شده است. برای همین تمام سعیش را می کند تا از نظر آذوقه آنها را تامین کند. اما دختر لب به آن نمی زند, ولی پدر بزرگ و مادر بزرگ طرفدار شوهر عراقی دختر هستند چون از نامزد عجمش خوششان نمی آید. نامزد دختر, همکار دختر است که توسط افسر عراقی شناسایی می شود و بعد به دست جوخه اعدام سپرده می شود. سرانجام دختر می زاید و ...
تقوایی سعی بسیاری می کند تا تصویری انسانی از دو طرف جنگ نشان بدهد که آن عراقی متجاوز هم عاشق می شود اما نمی تواند تنفر خود را از متجاوز عراقی پنهان کند و آن را در رفتار دختر متجلی می کند و سرانجام با مرگ افسر آرام می شود.
به نوشته پشت جلد کتاب , چای تلخ درامی است از برخوردهای باژگونه, درامی است از فراموش کردن و از دست رفتن حرمت و کرامت انسانی در اثر جنگ, درامی است از شقاوت جنگ.
تصویر جلد کتاب را اینجا ببینید.
سرماخوردگی اگر هزار عیب و ایراد داشته باشه یه حسن بزرگ داره
یکی هست که نگرانته و زنگ می زنه احوالت رو می پرسه
- الو سلام
- سلام چطوری؟ خوبی؟
- ممنون. امشب جایی مهمون نیستید؟
- نه
- پس ما امشب میایم خونتون افطاری
- خواهش می کنم. منتظرتون هستیم.
عکسهای مربوط به محل دفن آیت الله طالقانی را اینجا ببینید.